پرگوی و هماره گوی :(
-
تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 18:44
اصلا کاش خوش صحبت باشی ... یک وقت ها مثل همین شب های پاییزی بنشینم کنارت و بگویم "برام حرف بزن" و من پاییز و بهار را هم زمان حس کنم ...
خطاب به دخترم 1
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 10:00
لطفا دختر باش ! من یه دونه نی نی صورتی میخوام !
خطاب به دخترم 2
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 10:00
لطفا ازینا باش خیلی حرف میزنن و زبون میریزن و رو مخ همه راه میرن
دلهره
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 0:36
حجم غم نشسته ست روی دلم شب جمعه ای ... عجیب داری امتحانم میکنی, سخت داری امتحانم میکنی, من یک اربعین دیگر مشهد بمانم دیگر زنده نیستم ... وسط دهه کرامتت, ولادت دو عزیز کرده ات, این چه امتحانی بود ?! رنگ از رویم پرید وقتی فهمیدم که این پا ممکن است مانعم شود ... نشسته ام پای روضه امام حسین شاگرد بنده ی...
باورت نیست ولی حرف دلم جدی بود !
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:25
_ یادت نره هیچ وقت بدون عشق زندگی نکنی ... + باشه ولی عشق هم باید قول بده هیچ وقت بی من زندگی نکنه ... پ.ن : وی گفت ...
اعصاب داغون !!
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:25
خب! اینجا راحت تر میتونم بگم: خوبه که آدم جایگاه خودشو حفظ کنه! انتقاد کردن از هر چیزی، گیر دادن و دخالت کردن و ...xa0 حتی اگه بهانه هایی مثل اینکه باهات راحتم و بهت اعتماد دارم داشته باشن، مسخره اند! کلا فکر کنم بهتره نظر دادن در موردشخصیت آدما رو تا جایی پیش نبریم که دیگه ازمون متنفر بشن و مارو با...
شمارش
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:25
فقط سه روز مانده ...
روزگار لامروت !
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:24
اگه عب نداشته باشه یه حالت دلترکیدگی دارم ...
چند هفته دور از خانه
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:24
کمتر از 24 ساعت دیگر؛ پرواز میکنم ... پر، واز میکنم ... نه تنها استرس دارم که حس میکنم چیزی کم است این بین ... xa0 xa0 پی نوشت : مرسی بانوجان که مرا روز تولدت در آغوش میگیری ...
تو آمدی...
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:24
من آمدم که این گره ها وا شود, همین ! اصلا بنا نیست ز سر واکنی مرا ... عرض ارادت حضرت بانو! دختر برادرتان هستم سفارش شده ام! قرار است اگر اذن بدهید چند هفته ای مجاور شما باشم. راستش یک جورهایی احساس میکنم برادرتان مرا حواله کرده به سوی شما ! گمان میکنم کلافه شده اند از دست دختری که هر بار میرود گوشه ...
قرارهایمان
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:24
عجب خاکی از سر و رویت میبارد :) حرم بانو ک بودم عجیب حال و هوای دلم به سمت اینجا و تویی که نیستی بود. اینقدر که قول دادم هر سال حتما یک جوری خودمان را به حریمشان برسانیم. تازه قول دادم ماهگردهایمان را هم حرم برادرشان باشیم :) حالا نه اینکه من بگویم ها... باید خودت بای دیفالت فضایت همین باشد :)