بیا و بام شو ...

متن مرتبط با «دلهره های خودنویس» در سایت بیا و بام شو ... نوشته شده است

دلیل قول های من ...

  • نیلوبلاگ

    نه اینکه جایت خالی باشد ها, نه ... نیستی ! مسیر را تنهایی رفتن سخت است ... دارد میرسد به مرز محال ... میدانی چیست ? اصلا من خیلی ضعیفم, خیلی کوچکم, و این آرمانها و هدفها خیلی بزرگند , تنهایی از پس رسیدنشان بی نمی آیم ... کاش بیایی تا تکیه ات کنم, و راه ببری مرا ,.. راه برویم باهم .. کاش آدمش باشی!...

    ادامه مطلب
  • دلهره

  • نیلوبلاگ

    حجم غم نشسته ست روی دلم شب جمعه ای ... عجیب داری امتحانم میکنی, سخت داری امتحانم میکنی, من یک اربعین دیگر مشهد بمانم دیگر زنده نیستم ... وسط دهه کرامتت, ولادت دو عزیز کرده ات, این چه امتحانی بود ?! رنگ از رویم پرید وقتی فهمیدم که این پا ممکن است مانعم شود ... نشسته ام پای روضه امام حسین شاگرد بنده ی ویژه ت ... به نفس حقش... نگذار دست خالی بروم ... همین چند ساعت را انگار وقت دارم ... دلم هوایی ست و چشم هایم تار میبیند ... خیره شده بودم به پیکسل ایوان نجف روی کیفم ... نگذار سهمم از بهشتت همین...

    ادامه مطلب
  • قرارهایمان

  • نیلوبلاگ

    عجب خاکی از سر و رویت میبارد :) حرم بانو ک بودم عجیب حال و هوای دلم به سمت اینجا و تویی که نیستی بود. اینقدر که قول دادم هر سال حتما یک جوری خودمان را به حریمشان برسانیم. تازه قول دادم ماهگردهایمان را هم حرم برادرشان باشیم :) حالا نه اینکه من بگویم ها... باید خودت بای دیفالت فضایت همین باشد :) ...

    ادامه مطلب