بیا و بام شو ...

متن مرتبط با «تو آمدی شعر» در سایت بیا و بام شو ... نوشته شده است

آرامشم تویی...

  • نیلوبلاگ

    یک بانو با تمام حاشیه های بود و نبودش چه میخواهد؟ کسی که گاه گاهی که خسته از هر کسی، هر آدمی، هر کاری، هر درسی، هر سفارشی، خسته از تمام نشدن ها و نرسیدن ها، بنشیند کنارش و نگاهش بکند... همین ... باور کن سونامی ها آرام میشود از این نگاهها ......

    ادامه مطلب
  • تو آمدی...

  • نیلوبلاگ

    من آمدم که این گره ها وا شود, همین ! اصلا بنا نیست ز سر واکنی مرا ... عرض ارادت حضرت بانو! دختر برادرتان هستم سفارش شده ام! قرار است اگر اذن بدهید چند هفته ای مجاور شما باشم. راستش یک جورهایی احساس میکنم برادرتان مرا حواله کرده به سوی شما ! گمان میکنم کلافه شده اند از دست دختری که هر بار میرود گوشه ی حجره ای, صحنی یا که گوهرشادی; لب ور میچیند و بغض میکند اما حرف نمیزند ! انگار که دیگر طاقت بیقراری دختر نازک نارنجی شان را نداشتند ... روانه ام کردند اینجا, پیش شما, شاید که محبت های خانمانه با...

    ادامه مطلب