
دلم برات تنگ شده ...xa0 برای اینکه بهم بگی ولش کنین از شما بعیده به این چرندیات اهمیت بدین ...xa0 پی نوشت : یکی از همکلاسی ها ابراز علاقه کرده بود اونم پیامکی ... طبیعتا بی پاسخ موند... برای خودش خیال بافته و حرفها پشت سرم گفته ... اعصابم بهم ریخت وقتی فهمیدم... کلا داغون شدم ... ولی وقتی چند نفری که ازشون پرسیدم بهم اطمینان دادن که حرفهاش نتونسته تغییری تو نگاهها ایجاد کنه دلم میخواست وسط کلاس بزنم ...
ادامه مطلب
بیا و بام شو ... دلواژه های روزهای نبودنت ... ما قوت پرواز نداریم ... حال این دو سه روز در اضطراب اون چیزی که ازش میترسم و امید پست آخر وبلاگت و ترس وضع خودم و اجبار برای اینکه کسی رو به جای تو بگذارم ... با این شعر ها و با این فرد میگذره ... «هیچ کس نمیتواند در دوست داشتن مقلد باشد، حتما باید د...
ادامه مطلب
بیا و بام شو ... دلواژه های روزهای نبودنت ... ماهی قرمز و بقول mtr.mar ؛ #تیر_خلاص ...xa0 xa0 بشنو ! نوشته شده در جمعه بیستم اسفند ۱۳۹۵ساعت 16:21 توسط بانو| ...
ادامه مطلب
دلم برات تنگ شده ...xa0 برای اینکه بهم بگی ولش کنین از شما بعیده به این چرندیات اهمیت بدین ...xa0 xa0 پی نوشت : یکی از همکلاسی ها ابراز علاقه کرده بود اونم پیامکی ... طبیعتا بی پاسخ موند... برای خودش خیال بافته و حرفها پشت سرم گفته ... اعصابم بهم ریخت وقتی فهمیدم... کلا داغون شدم ... ولی وقتی چند نفری که ...
ادامه مطلب
چقدر دلم در تب و تاب است، تو بگو اینکه از ضربان قلبم تمام بدنم تکان تکان بخورد، طبیعی است ؟! چقدر عجیب آمده ای ... چقدر مبهم آمده ای ... نمیدانم برایت باید بجنگم یانه ؟ نمیدانم خواسته شده ام یا پیشنهاد !؟ xa0...
ادامه مطلب
یک بانو با تمام حاشیه های بود و نبودش چه میخواهد؟ کسی که گاه گاهی که خسته از هر کسی، هر آدمی، هر کاری، هر درسی، هر سفارشی، خسته از تمام نشدن ها و نرسیدن ها، بنشیند کنارش و نگاهش بکند... همین ... باور کن سونامی ها آرام میشود از این نگاهها ......
ادامه مطلب
اگه عب نداشته باشه یه حالت دلترکیدگی دارم ... ...
ادامه مطلب
کمتر از 24 ساعت دیگر؛ پرواز میکنم ... پر، واز میکنم ... نه تنها استرس دارم که حس میکنم چیزی کم است این بین ... xa0 xa0 پی نوشت : مرسی بانوجان که مرا روز تولدت در آغوش میگیری ......
ادامه مطلب
من آمدم که این گره ها وا شود, همین ! اصلا بنا نیست ز سر واکنی مرا ... عرض ارادت حضرت بانو! دختر برادرتان هستم سفارش شده ام! قرار است اگر اذن بدهید چند هفته ای مجاور شما باشم. راستش یک جورهایی احساس میکنم برادرتان مرا حواله کرده به سوی شما ! گمان میکنم کلافه شده اند از دست دختری که هر بار میرود گوشه ی حجره ای, صحنی یا که گوهرشادی; لب ور میچیند و بغض میکند اما حرف نمیزند ! انگار که دیگر طاقت بیقراری دختر نازک نارنجی شان را نداشتند ... روانه ام کردند اینجا, پیش شما, شاید که محبت های خانمانه با...
ادامه مطلب